مدح و شهادت امام موسی کاظم علیهالسلام
شاعر : محمد فردوسی
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع
قالب شعر : غزل
مردی که نام دیگر او «آفتاب» است بین غل و زنجیر هم عالیجناب است
حـبلالـمـتین ماست یک تار عـبایش این مرد از نسل شریف بوتراب است
هنگام طیالارض و معـراجش یقیناً روح الامین در محضرش پا در رکاب است
پـیـداست از بـاب الحـوائج بـودن او هر کس از او چیزی بخواهد مستجاب است
با یک سؤالش بشر حافی زیر و رو شد هر کس به پای او بیفتد کامیاب است
بـا نــاسـزا بـاب زدن را بــاز کـرده این بددهان بیحیا ذاتش خراب است
از حیدر و زهـرای اطهر کینه دارد هر صبح و شب دنبال تسویهحساب است
از بـس که گـلـبـرگ تن آقـا خـمـیـده زندان تاریکش پُر از عطر گلاب است
با این غل و زنجیر و لبهای ترکدار تنها به یاد زینب و بزم شراب است
چوب یـزید و گـریۀ اطفـال ای وای حرف کـنیزی و زبـانـم لال ای وای
|